شمارهٔ ۳۱۱
دل آینه صورت و معنیست عجب بودکان شاهدما روی درین آینه ننمود
نه نه، چو صفا نبود هرگز ننمایددر آینه جان صفت شاهد و مشهود
در راه تو عشاق سر از پای ندانندای دولت عشاق،زهی مقصد و مقصود
حاجی ز ره کعبه پشیمان شد و برگشتچون باده نپیمود ره بادیه پیمود
واعظ،بس از این قصه،که هرگز نستاننددر دار عیار دل ما قلب زراندود
دیگر سخن ازشمع وزپروانه مگوییدبا زاهد ما، چون نه ایازست و نه محمود
در راه غمت قاسم بیچاره شب و روزاندر طلبت دربدر و کوی بکو بود