شمارهٔ ۲۷۶
باده از خم ارادت بسعادت آمدوقت ایمان شد و هنگام شهادت آمد
ما و آن یار بخلوت سخنی می گفتیمسر این نکته به «احببت » ارادت آمد
قصه جمله جهان را همه کلی دیدیمعشق بر جمله ذرات زیادت آمد
فکر کردیم که از عشق حکایت نکنیمفکر عشاق همه خارق عادت آمد
بعد ازین رقص کنان بر در می خانه رویمبخت وارون شد و ایام سعادت آمد
دیگر از نسبت وانساب مگویید حدیثعشق فخریست که او فخر سیادت آمد
بی نقاب آن رخ زیبای تو ناگه بنمودقاسمی در صف مستان عبادت آمد