شمارهٔ ۲۴۲
بپیش اهل سیادت سعادتی دارددلی که از همه عالم فراغتی دارد
سعادتی دگر اینست کز سلامت دلبدین عشق و مودت ارادتی دارد
سعادتی که از این برترست و نیکوتر:که با وقوف درین ره شهادتی دارد
درین طریقه روایت تمام نیست ولیکمگر معین روایت درایتی دارد
چو مست جام شدی مست مستدام شویکه جان بشیوه عشق استدامتی دارد
تو سر آیت حسنش طلب کن از ذراتکه سر آیت حسنش سرایتی دارد
چو نام دوست شنید از جهان و جان برخاستز شوق دوست،اگر جان بدایتی دارد
کسی که عاشق صادق بود چو پروانهمیان آتش دل وجد و حالتی دارد
مدام قاسم بیچاره در همه احوالبوصف روی تو روشن حکایتی دارد