گنج

شمارهٔ ۲۲۳

بسیار سعی کردم و بسیار اجتهادعشقست هر چه هست،دگر هرچه هست باد
یک ذره بوی عشق بهر جا که باد بردمؤمن ز دین برآمد و صوفی زاعتقاد
چندین هزار نور نبوت، که آمدندکمتر در آمدند ز خلقان درین رشاد
یک لمعه نور عشق اگر جلوه گر شدیذرات کون «اشهد» گفتی بصد وداد
ای جان و دل،بجان نظری کن ز روی لطفبی تو نه خواب دارم و نه صبر ونه سداد
ای عشق دل فروز، که جان را حمایتیاز جورتست این همه فریادودادداد
قاسم، طریق عشق چنینست جاوداناز دلبران جفا و ز دلدار انقیاد