گنج

شمارهٔ ۱۹۱

بجز وصلت حیات جاودان نیستچو مویت سنبلی در بوستان نیست
میان خانقه بسیار جستمبجز ذکر تو درد صوفیان نیست
نشان اینست: کاندر راه عرفانخطا گفتن نشان راستان نیست
چه مستیها که دارد زاهد ما؟چه حاصل؟ چون ز جنس سرخوشان نیست
جعل سرگین پرست و روسیاهستبجز دزدی میان کاروان نیست
پناه خود بعشق آور، که چون عشقرسولی در میان امتان نیست
چو خورشید جمالت جلوه گر شداز آن دم قاسمی را فکر جان نیست