شمارهٔ ۱۵۹
زان یار سفر کرده کسی را خبری هست؟کان ماه مسافر بهمه کوی و دری هست
مردانه قدم نه، خطری نیست درین راهبر یار توکل کن، اگر هم خطری هست
آخر ز خطرهای طریقت چه شماری؟در نه قدم، ارزانکه ترا هم جگری هست
در کوچه ما راست رو، ای دوست، که اینجابالا شجری، دل حجری، لب شکری هست
زین بیش مگویید که : این عشق مورزیدای ساده دلان، تیر قضا را سپری هست
بیچاره بماندیم درین دیر کهن سالبیچاره شدن حیف، که چون چاره بری هست
تنها رو، قاسم، بسر کوی حبیبانچون در غلبه قاعده شور و شری هست