گنج

شمارهٔ ۹۳ - اوحدی فرماید

۱۰ بیت
ای پیکر خجسته چه نامی فدیت لکدیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک
در جواب او
دیدم کتان کهنه و گفتم فدیت لکارزد برم هنوز وصالت هزار لک
زان خار سوزنم عجب آمد که دوختنداز تار قرمزی بعذار کتان کلک
سرمای سرد اگر ندهد دست پوستینهستیم پشت گرم زپشمینه و برک
کمخای خانبالغی و شرب زرفشانهر کس که دید نقش پری خواند یا ملک
رخت بنفش و دگمه مثال درست و لعلوان چشم بندو کرده مغرق زرو محک
چادر به تا شوال حجت هر دو بزشتوی مجمره مکی از زر دامنت کلک؟
باید بپوستین بره در ساخت یا کولنتوان کشیده چونکه ببر قاقم و قدک
در جامه دان اطلس گلگون نگر که اومانند آفتاب همی تابد از فلک
قاری به جمع اقمشه نیکو معرفی استگو نام‌های این همه گفته‌ست یک به یک