شمارهٔ ۹۲ - و من خیالاته الخاصه رحمه الله
آنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگپیراهن از وی آمد و تنبان فراخ تنگ
بزاز رخت تا تو نرنجی ز بیش و کمبرتنگ را گشوده و کتان فراخ و تنگ
چون دست همتم بود آجیده نیمچهعرض نکتدهاش پریشان فراخ و تنگ
سرهای خلق چونکه بود کوچک و بزرگخیاط نیز کرد گریبان فراخ و تنگ
گاهی گشادگی بودت گه گرفتگیداری قباچه و فرجی زان فراخ و تنگ
کوهای خلق بسته و نابسته زانکه هستچون حلقهای خرده فروشان فراخ و تنگ
قاری چراست جامه روزو لباس شبچون رخت غنچه و کل بستان فراخ و تنگ