گنج

شمارهٔ ۸۹ - امیرحسین دهلوی فرماید

۹ بیت
به بزمگاه صبوحی کنان مجلس خاصحیوه نحش بود جام می به حکم خواص
در جواب او
امید هست که بنوازیم بخلعت خاصبارمک ار نرسد دست کم زجامه خاص
بیافت سوزن ازان بخیه چو مرواریدکه او ببحر پر از موج حبر شد غواص
درید پرده بکار برهنگان کرباسبخورد زخم زگازر که (والجروح قصاص)
زخرج رخت زمستان گریز میجستمگرفت برد ره من که (لات حین مناص)
اگر نه شیوه دستار و زیب جامه بودکیش برقص برازندگی بود رقاص
هزار نفع درین جامها که میپوشینوشته اند حکیمان بتن زروی خواص
ترا جهیز عروسی زن بقید آوردمگر برخت عزایش شوی ز قید خلاص
بشعر البسه بردی تو گوی ای قاریکجا بود قلمی این همه معانی خاص