شمارهٔ ۸۵ - من افکاره الابکار
وصف قوت انکه گفت به زلباسنان شناسی بود خدانشناس
کس چه گوید جواب گفته منشرط ره نیست باپلاس پلاس
بهز چادر شب از بر مهتابنتواند برید کس کرباس
هر که دوزد لباس بر قد شعرهمچو من در سخنوری لاباس
هست سرپوش دسته نقش این شعرخاص از بهر این زمرد کاس
خسرو ار شهر بندد آیئنیگوز دیوان من ببر اجناس
تا چه برجست هیئات دستارکه ذنب جمع شد درو باراس
اطلس آل در بر سنجاباین یکی آتش آن رماد شناس
همچنان کز طعام پر مرضستشمله از سر نهاد نست عطاس
گو نظر کن بنقش ابیاریهر که خط خوانده است از قرطاس
قاری از وصف جامها دایممور بر مرد مست روی شناس