گنج

شمارهٔ ۵۴ - شیخ سعدی فرماید

۹ بیت
بسیار سالها بسر خاک ما رودکاین آب چشمه آید و باد صبا رود
در جواب او
بسیار صوف و چتر بتشریفها رودکین پنبه آید وبکلاه و قبا رود
اینست حال جامه که دیدی بکازریتا دگمها از آنکه برآید کجا رود
درکیسهای جیب عروسان رود عبیرمانند سرمه دان که در و توتیارود
ای رخت نو بکهنه پوسیده چون رسیشادی مکن که بر تو همین ماجرا رود
برجامه کتان بهاری چه اعتمادمیلک مکر ببقچه خاص شما رود
در حیرتم ازانکه ندارد لباس خویشدر رخت عاریت بتکبر چرا رود
سوزن بکارد زعجب تیز میرودناگاه هم سرش بسر بخیها رود
قاری لت کتان که کنون میکنی نکهروزی چو لته لت زده در زیر پا رود