گنج

شمارهٔ ۳۶ - خواجه حافظ فرماید

۹ بیت
سالها دفتر ما در گرو صهبا بودرونق میکده از درس و دعای ما بود
در جواب او
سالها تا رتنم تافته کمخا بوددل چون پرمگس شیفته والا بود
پیش ازان روز که والا شود آب سرسنگمهر او همچو خشیشی بدل خارا بود
قد سنجاب برویش زده اطلس دیدمهمچو آبی که درو رو زصفا پیدا بود
صوفی صوف مرا در حق پشمین شلواررخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود
بنهایت نرسانید بدایات قماشگرچه گز درره او پیک قدم فرسا بود
دکمه میگشت چو پرگار به پیرامن جیبو ندران دایره سرگشته پا بر جا بود
صنمی دی نمودست مرا والائیکز لطافت همه کالاش ازان پیدا بود
از جهان رفت و کفن نیز بروزیش نشدانکه او منکر اوصاف لباس ما بود