شمارهٔ ۲۰ - مولانا جلال الدین رومی
از بامداد روی تو دیدن حیات ماستامروز باز روی تو دیدن چه دلرباست
در جواب او
از بامداد پیرهن نوحیوه ماستامروز باز خشخش مخفی چه دلرباست
امروز روز خرمی و عید پوششستامروز هر لباس که در برکنی رواست
پیش کسی که کرد مرا عیب پوستینسرمای صبح دید و زمن عذرها بخواست
زرینهای گفته سر دستیم بشعرچون نیک بنگری همه انگشترین ماست
آن روی باشدم که بود رویش آسترآن روی از که جویم و این آستر کجاست
قاری بمهر رخت چو ذرات بخیهایا چون نجوم ثابت و سیاره سماست