شمارهٔ ۲ - خواجه حافظ فرماید
رونق عهد شبابست دگر بستانرامیرسد مژده گل بلبل خوش الحانرا
در جواب او
رونق حسن بهاریست دگر کتانراگرم بازار زشمسی شده تابستانرا
انکه دستار طلا دوز علم گردانیدکرد چون ریشه پریشان من سرگردانرا
تا نهالی و لحافت نبود چندین دستدر وثاقت شب سرما منشان مهمانرا
ای تکلتو بکفل پوش چو روزی برسیخدمات جل خرسک برسان ایشانرا
گرچنین جلوه کند آستی جامه صوفخاکروب در خیاط کنم دامانرا
قاری آن کورخ کمخای گلستان بیندالتفاتی ننماید چمن بستانرا
عجبی نیست زدارائی عدل سلطانماهتاب ارکند از رفق رفو کتانرا