شمارهٔ ۱۲۵ - سلمان ساوجی فرماید
ای در هوای مهرت ذرات کون گردیوی از صفات چهرت جنات عدن وردی
در جواب آن
ای در هوای الباغ ذرات پنبه گردیبا گلستان کمخا بستان شرب وردی
معجر زگرد یزدی مفکن زپیشوازتمیترسم از نشستن بر دامن تو گردی
هر رو بهی چه داند قدر سمور و سنجابدر عشق ما چه باید مردی و شیرمردی
تکیه نمد براهت برخاک ره نشینیزیلوچه برامیدت چون بقچه هرزه گردی
از یقه و گریبان هر جاست گیر و داریو زخود و درع و جوشن در هر طرف نبردی
سریافت شور دستار دل درد زخم جامهدر هر سریست شوری در هر دلیست دردی
والای آل و کاهی در وصف هر دو قاریآن است نیمروزی وین آفتاب زردی