گنج

شمارهٔ ۱۲۶ - مولانا جلال طبیب فرماید

۱۱ بیت
بده ساقی شراب لایزالیبدست عاشقان لاابالی
در جواب آن
زبالاافکن شرب و نهالیشدم سرپا برهنه لاابالی
بدستان آن علم از زر نظرکنکان الشمس فی جوف الهلال
کسی کز رخت کهنه حسن نوجستاضاع العمر فی طلب المحال
هوای حجله داری شب مکن خوابو من طلب العلی سهر اللیالی
درر از بحر حبر موج زن جوییغوص البحر من طلب اللالی
اگر خواهی بزرگی بغچه میکشبقدر الکد یکتسب المعالی
چو گیرم آستینهای سقرلاطفما اذری یمینی عن شمالی
مشلشل نیز هم در پرده میگفتووافقنی اذا شوشت حالی
زخاک ره بخرگه گفته زیلوترحم ذلتی یاذالمعالی
عمل کن بر بنات فکر قاریکه تا ازین نمط خصمان بمالی