گنج

شمارهٔ ۱۲۳ - شیخ سعدی فرماید

۸ بیت
اگر بتحفه جانان هزار جان آریمحقرست نشاید که بر زبان آری
در جواب او
هزار وصف گلستان که در بیان آرینه آنچنانکه زکمخا مرا نشان آری
حدیث شرب بر اطلس آنمثل داردکه زر بکان بری و گل بگلستان آری
برشوه رخت بجائی بری اگر صدبارمحقرست نشاید که بر زبان آری
کجا چو شمسی و سالوی و ساغری کردندسراید ارچه مه ومهر آسمان اری
گرت فتد گذر ای گلگنه سوی حمامبجان فوطه که یاد از برهنگان آری
به از نفایس رختم نیابی ارصدرهسفر کنی و بضاعت زبحروکان آری
بیان نقش میان بند مصریت قاریبگوید ارتو بشکرانه در میان آری