گنج

شمارهٔ ۱۲۲ - امیرحسن دهلوی فرماید

۸ بیت
ای سرزلف تو سراسر بلاهر دو لبت نیز بلا بر بلا
در جواب او
ای قد سنجاب سراسر بلاصوف ببالاش بلا بر بلا
رخت طلا دوز که میسوزیشمیرسدش از جهت زر بلا
هر که بتشریف کتان دوخت چشمماند زتشویش طمع در بلا
ترک کلاه نمد خود مگویتانکشی از پی افسر بلا
موزه تنگست دمادم تعبپیچش دستار سراسر بلا
دامک و سربند بگویم که چیستنام یکی آفت و دیگر بلا
بهر قدک میکشم از رنگرزجور زقاری و زگازر بلا