گنج

شمارهٔ ۶

۴ بیت
ز روی ماه سیاهی به نور ماه نرفتنیامده است به کاری کمال خویش مرا
ز غنچه تکیه چو شبنم به زیر سر ننهمکه به ز بالش پر هست بال خویش مرا
بسان شمع که افتد ز پنبه خود بگدازل گردن خود گشت بال خویش مرا
به گلشن دگری چشم من نمی افتدگل مراد شکفت از سفال خویش مرا