گنج

شمارهٔ ۵

۵ بیت
دمی که یار گذارد قدم بخانهٔ ماسزد که کعبه شود سنگ آستانهٔ ما
سزد که دعوی همسایگی به مور کنیمکه صحن خانهٔ خلق است بام خانهٔ ما
درین بهار که با سبزه دام همرنگ استچو تخم مرغ نگردید سبز دانهٔ ما
دل از خیال گره های زلف یار پر استگهر ز مهرهٔ مار است در خزانهٔ ما
ز شومی قدم ما شود غنی ویرانبود ز آهن اگر چون کلید خانهٔ ما