شمارهٔ ۴۰
هلال نیست که ناخن زده ست بر دل چرخنوشته مصرع ابروی او به آب طلا
خلل پذیر شد از ضبط گریه نور گناهز آستین گله دارد چراغ دیدهٔ ما
عبادتی به جهان به ز خاکساری نیستبه از وضوی عزیزان بود تیمم ما
به بخت تیره گریزم ز سرد مهری چرخمباد سایه نشین کس به موسم سرما