گنج

شمارهٔ ۴۱

۳ بیت
معذورم ار ز خانه نباشد خبر مراآمد چو اشک پیش بطفلی سفر مرا
کس وقت نزع بر سرم از بی کسی نبودشرمنده ام ز عمر که آمد بسر مرا
آزرده ام ز دیدن مردم عجب مدارگر اوفتاد مردم چشم از نظر مرا