شمارهٔ ۳۰ ۴ بیت ساقی بجام ریز می پرتگال راماه تمام ساز بیک شب هلال را تا رزق خود رسد به دهانت چو آسیادایم خموش دار زبان سؤال را نبود گل تواضع دشمن بجز گزندپابوس تیشه افگند از پا نهال را چشم فلک که می پرد از شوق ابروتبر دیده می نهد پر کاه هلال را