گنج

شمارهٔ ۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: امرا۱۰ بیت
چون به قاصد بسپرم پیغام رارشک نگذارد که گویم نام را
گشته در تاریکی روزم پنهانکو چراغی تا بجویم شام را
آن میم باید که چون ریزم به جامزور می در گردش آرد جام را
بی گناهم پیر دیر از من مرنجمن به مستی بسته ام احرام را
از دل تست آنچه بر من می رودمی شناسم سختی ایام را
تا نیفتد هر که تن پرور بودخوش بود گر دانه نبود دام را
بس که ایمانم به غیبست استواراز دهان دوست خواهم کام را
ما کجا، او کو، چه سودا در سرستذره های آفتاب آشام را
زحمت عامست دائم خاص راعشرتی خاص است هر دم عام را
دلستان در خشم و غالب بوسه جویشوق نشناسد همی هنگام را