گنج

شمارهٔ ۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نگرا۱۰ بیت
ای روی تو به جلوه درآورده رنگ رانقش تو تازه کرد بساط فرنگ را
از ناله خیزی دل سخت تو در تبمدر عطسه شرر مفگن مغز سنگ را
از عمر نوح، عرض برد انتظار و تودر عرض شوق تاب نیاری درنگ را
داغم که در هوای سر دامن کسی ستدر خون من ز ناز فرو برده چنگ را
در بزم، می به جام زمرد نخورده ایسنجد به دشت جلوه داغ پلنگ را
جوی گشاد شست ترا تا نمانده آبکاندازه آورد رقم خشم و جنگ را
چون آبگینه ای به جگر در شکسته ایمآن چشمه چشمه لذت زخم خدنگ را
در گوشه ای خزیده ز اندوه بی کسیآن بر شکسته خلوت دلهای تنگ را
شوخی که خود ز نام وفا ننگ داشتیبر باد می دهد به وفا نام و ننگ را
غالب ز عاشقی به ندیمی رسیده ایمنازم شگرف کاری بخت دو رنگ را