گنج

شمارهٔ ۳۱۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایکیستی۱۱ بیت
ای موج گل نوید تماشای کیستی؟انگاره مثال سراپای کیستی؟
بیهوده نیست سعی صبا در دیار ماای بوی گل پیام تمنای کیستی؟
خون گشتم از تو باغ و بهار که بوده ای؟کشتی مرا به غمزه مسیحای کیستی؟
یادش به خیر تا چه قدر سبز بوده ایای طرف جویبار چمن جای کیستی؟
از خاک غرقه کف خونی دمیده ایای داغ لاله نقش سویدای کیستی؟
نشنیده لذت تو فرو می رود به دلای حرف محو لعل شکرخای کیستی؟
با نوبهار این همه سامان ناز نیستفهرست کارخانه یغمای کیستی؟
در شوخی تو چاشنی پرفشانی ستبی پرده صید دام تپشهای کیستی؟
از هیچ نقش غیر نکویی ندیده ایای دیده محو چهره زیبای کیستی؟
با هیچ کافر این همه سختی نمی رودای شب به مرگ من که تو فردای کیستی؟
غالب نوای کلک تو دل می برد ز دستتا پرده سنج شیوه انشای کیستی؟