گنج

شمارهٔ ۳۱۶

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: انستی۱۲ بیت
اندوه پرافشانی از چهره عیانستیخون ناشده رنگ اکنون از دیده روانستی
غم راست به دلسوزی سعی ادب آموزیانداختگانش را اندازه نشنانستی
صد ره به هوس خود را با وصل تو سنجیدمیک مرحله تن وانگه صد قافله جانستی
ذوق دل خودکامش دریاب ز فرجامشهر حلقه گلدامش چشمی نگرانستی
رو تن به خرابی ده تا کار روان گرددطوفانزده زورق را هر موج عنانستی
چشمی که بها دارد هم رو به قفا داردخود نیز رخ خود را از حیرتیانستی
جان باغ و بهار اما در پیش تو خاکستیتن مشت غبار اما در کوی تو جانستی
راز تو شهیدان را در سینه نمی گنجدهر سبزه درین مشهد مانا به زبانستی
ساقی به زرافشانی دانم ز کریمانیپیمانه گرانتر ده گر باده گرانستی
فیض ازلی نبود مخصوص گروهی راحرفی ست که می خوردن آیین مغانستی
هم جلوه دیدارش در دیده نگاهستیهم لذت آزارش در سینه روانستی
غالب سر خم بگشا پیمانه به می درزنآخر نه شب ماهست گیرم رمضانستی