گنج

شمارهٔ ۳۱۳

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ابستی۱۵ بیت
دلم در ناله از پهلوی داغ سینه تابستیبر آتشپاره ای چسبیده لختی از کبابستی
بهارم دیدن و رازم شنیدن برنمی تابدنگه تا دیده خونستی و دل تا زهره آبستی
هجوم جلوه گل کاروانم را غبارستیطلوع نشئه می مشرقم را آفتابستی
فغانم را نوای صور محشر هم عنانستیبیانم را رواج شور طوفان در رکابستی
ز خاکم ناله می روید ز داغم شعله می بالدرسیدی گرد راهستی و دیدی اضطرابستی
خطایی سر زد از بی صبری و شرمنده از نازمبه حسرت مردن استغنای قاتل را جوابستی
دلم صبح شب وصل تو بر کاشانه می لرزددر و بامم به وجد از ذوق بوی رختخوابستی
زهی جان و دلم کز هفت دوزخ یادگارستیخوشا پا تا سرت کز هشت گلشن انتخابستی
دلم می جویی و از رشک می میرم که در مستیچرا زان گوشه ابرو اشارت کامیابستی
محبت در بلا اندازه می جوید مقابل راکتان هوش را مر جلوه گل ماهتابستی
گلویم تشنه و جان و دلم افسرده هی ساقیبده نوشینه دارویی که هم آتش هم آبستی
سپاس از جامگی خواران استغنای نازستیشکایت از دعاگویان انداز عتابستی
نگویم ظالمی اما تو در دل بوده ای وانگهدلی دارم که همچون خانه ظالم خرابستی
منال از عمر و ساز عیش کن کز باد نوروزیبه گلشن جلوه رنگینی عهد شبابستی
طفیل اوست عالم غالب دیگر نمی دانمگر از خاکست آدم پای نام بوترابستی