گنج

شمارهٔ ۲۹۲

قافیه: سستاین۹ بیت
رشک سخنم چیست؟ نه شهد هوس ست اینتلخابه سر جوش گداز نفس ست این
ای ناله جگر در شکن دام میفشانسرمایه آرایش چاک قفس ست این
مستم، به کنارم خز و تن زن که درین وقتهرگز نشناسم که چه بود و چه کس ست این
واعظ سخن از توبه مگو، این که پس از میدست و دهنی آب کشیدیم بس ست این
تقوی اثری چند به عمر دگرستشنازم می بی غش چه بلا زودرس ست این
با غیر نشایی و به ما نیز نیرزیلیک آن گل و خار آمد و نسرین و خس ست این
لب بر لب دلبر نهم و جان بسپارمترکیب یکی کردن صد ملتمس ست این
شوری ست ز خواباندن جمازه به منزلاما نه به دمسازی بانگ جرس ست این
داغ دل غالب به دوا چاره پذیرستاین را چه کنم چاره که مشکین نفس ست این