گنج

شمارهٔ ۲۸۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نخواهدشدن۲۰ بیت
تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟این می از قحط خریداری کهن خواهد شدن
کوکبم را در عدم اوج قبولی بوده استشهرت شعرم به گیتی بعد من خواهد شدن
هم سواد صفحه مشک سوده خواهد بیختنهم دواتم ناف آهوی ختن خواهد شدن
مطرب از شعرم به هر بزمی که خواهد زد نواچاکها ایثار جیب پیرهن خواهد شدن
حرف حرفم در مذاق فتنه جا خواهد گرفتدستگاه ناز شیخ و برهمن خواهد شدن
هی چه می گویم اگر این ست وضع روزگاردفتر اشعار باب سوختن خواهد شدن
آن که صور ناله از شور نفس موزون دمیدکاش دیدی کاین نشید شوق فن خواهد شدن
کاش سنجیدی که بهر قتل معنی یک قلمجلوه کلک و رقم دار و رسن خواهد شدن
چشم کور آیینه دعوی به کف خواهد گرفتدست شل مشاطه زلف سخن خواهد شدن
شاهد مضمون که اینک شهری جان و دل ستروستا آواره کام و دهن خواهد شدن
زاغ راغ اندر هوای نغمه بال و پرزنانهمنوای پرده سنجان چمن خواهد شدن
شاد باش ای دل درین محفل که هر جا نغمه ای ستشیون رنج فراق جان و تن خواهد شدن
هم فروغ شمع هستی تیرگی خواهد گزیدهم بساط بزم مستی پرشکن خواهد شدن
از تب و تاب فنا یکباره چون مشتی سپندهر یکی گرم وداع خویشتن خواهد شدن
حسن را از جلوه نازش نفس خواهد گداختنغمه را از پرده سازش کفن خواهد شدن
دهر بی پروا عیار شیوه ها خواهد گرفتداوری خون در نهاد ما و من خواهد شدن
پرده ها از روی کار همدگر خواهد فتادخلوت گبر و مسلمان انجمن خواهد شدن
هم به فرقش خاک حرمان ابد خواهند ریختمرگ عام این بیستون را کوهکن خواهد شدن
گرد پندار وجود از رهگذر خواهد نشستبحر توحید عیانی موج زن خواهد شدن
در ته هر حرف غالب چیده ام میخانه ایتا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟