گنج

شمارهٔ ۲۶۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ازمیخواهم۱۰ بیت
دگر نگاه ترا مست ناز می‌خواهمحساب فتنه ز ایام باز می‌خواهم
وفا خوش است اگر داغ هم‌فنی بودزبانه‌های سمندرگداز می‌خواهم
گذشتم از گله در وصل فرصتم بادازبان کوته و دست دراز می‌خواهم
گرفته خاطر از اسباب و سرخوشی باقی‌ستترانه‌ای که نگنجد به ساز می‌خواهم
دویی نمانده و من شکوه سنجم اینت شگفتمیانه تو و خویش امتیاز می‌خواهم
برون میا که هم از منظر کناره بامنظاره‌ای ز در نیم باز می‌خواهم
چو نیست گوش حریفان سزای آویزههمان نسفته گهرهای راز می‌خواهم
زمانه خاک مرا در نظر نمی‌آردز نقش پای تواَش سرفراز می‌خواهم
همین بس است که میرم ز رشک خواهش غیرز عرض ناز ترا بی‌نیاز می‌خواهم
وکیل غالب خونین دلم سفارش نیستبه شکوه تو زبان را مجاز می‌خواهم