شمارهٔ ۲۳۶
ای ترا و مرا درین نیرنگدهن و چشم و دست و دل همه تنگ
هم تو خود در کمین خویشتنیای به رخ ماه و ای به خوی پلنگ
هان مغنی که در هوای شرابمی سرایی غزل به ناله چنگ
زخمه می ریز هم بدین اندازنغمه می سنج هم بدین آهنگ
فرصتت باد ساقی چالاکای به دفع غم ایزدی سرهنگ
شیشه بشکن قدح به خم درزنتا نگنجد درین میانه درنگ
شود انبان ادیم کو آن فیض؟گردد انده نشاط کو آن رنگ؟
پرتو خاص در نهاد سهیلباده ناب در دیار فرنگ
شکوه و شکر هرزه و باطلغالب و دوست آبگینه و سنگ