گنج

شمارهٔ ۲۳۵

قافیه: ارمناندک۱۰ بیت
سبکروحم بود بار من اندکچرا نشماری آزار من اندک
تنم فرسوده در بند تو بسیاردلت بخشوده بر کار من اندک
از این پرسش که بسیارست از توشد اندوه دل زار من اندک
همانا زان حکایتها که دارمشنیدستی ز غمخوار من اندک
ز خاصانت گرامی گوهری هستکه می داند ز اسرار من اندک
سر کوچک دلیهای تو گردمکه آسان کرده دشوار من اندک
برآیی از نورد موج تشویرنهی گر دل به گفتار من اندک
مدان کز دستبرد تست گر هستمتاع صبر در بار من اندک
وجودم خوان یغما بود غم راتو هم بردی ز بسیار من اندک
نگویم تا نباشد نغز غالبچه غم گر هست اشعار من اندک؟