گنج

شمارهٔ ۲۳۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اکچهباک۱۰ بیت
بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟با تو زاندیشه چه اندیشه و از باک چه باک؟
فیض سرگرمی دور قدح می دریاببرگریزست به دیماه اگر تاک چه باک؟
وحشتی نیست اگر خانه چراغی داردبا دل از تیرگی زاویه خاک چه باک؟
حاش لله که درین معرکه رسوا گردیبا چنین خستگیم از جگر چاک چه باک؟
غافل این برق بر اجزای وجودم زده استمر ترا از نفس گرم اثرناک چه باک؟
با رضای تو ز ناسازی ایام چه بیم؟با وفای تو ز بی مهری افلاک چه باک؟
هان بگو تا خم زلفت بفشارد دل راخون صید ار چکد از حلقه فتراک چه باک؟
دردم از چاره گریها نپذیرد تسکینبا چنین زهر ز دمسردی تریاک چه باک؟
کلک ما تا به کف ماست ز دشمن چه هراس؟چون فریدون علم آراست ز ضحاک چه باک؟
طبعم از دخل خسان باز نه استد ز سخنشعله را غالب از آویزش خاشاک چه باک؟