شمارهٔ ۲۲۹
ای کرده غرقم بی خبر شو زین نشانها یک طرفرختم به ساحل یک طرف شستم به دریا یک طرف
از عشق و حسن ما و تو با همدگر در گفتگوخسرو به مجنون یک طرف شیرین به لیلا یک طرف
تا دل به دنیا داده ام در کشمکش افتاده اماندوه فرصت یک طرف ذوق تماشا یک طرف
ای بسته در بزم اثر بر غارت هوشم کمرمطرب به الحان یک طرف ساقی به صهبا یک طرف
خارافگنان در راه من ترسان ز برق آه منطفلان نادان یک طرف پیران دانا یک طرف
وامانده در راه وفا از بیخودی ها جابجانقدم به منزل یک طرف رختم به صحرا یک طرف
با دیده و دل از دو سو ماندم به بند غم فرواندوه پنهان یک طرف آشوب پیدا یک طرف
هم مهر دارد هم حیا بر نعشم آریدش چرا؟خویشان به شیون یک طرف خصمان به غوغا یک طرف
ای آینه پیش نظر مستانه بر خود جلوه گررحمی به جان خویش کن غمخواری ما یک طرف
غالب چه تسکینم دهی در هجر آن سرو سهیرشک رقیبم میکشد فرط تمنا یک طرف