گنج

شمارهٔ ۲۲۲

قافیه: انتوغلطبودغلط۱۰ بیت
تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلطکان خود از طرز بیان تو غلط بود غلط
آن که گفت از من دلخسته به پیش تو رقیبکه غلط بود به جان تو غلط بود غلط
غنچه را نیک نظر کردم ادایی داردوین که ماند به دهان تو غلط بود غلط
دل نهادن به پیام تو خطا بود خطاکام جستن ز لبان تو غلط بود غلط
این مسلم که لب هیچ مگویی داریخاطر هیچمدان تو غلط بود غلط
هر جفای تو به پاداش وفایی ست هنوزدعوی ما به گمان تو غلط بود غلط
آخر ای بوقلمون جلوه کجایی کاینجاهر چه دادند نشان تو غلط بود غلط
شوق می تافت سر رشته وهمی ور نههستی ما و میان تو غلط بود غلط
آن تو باشی که نظیر تو عدم بود عدمسایه در سرو روان تو غلط بود غلط
می‌پسندی که بدین زمزمه میرد غالبتکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط