شمارهٔ ۱۹۱
به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آربه کوی خویشتن آن نعش بی کفن یاد آر
من آن نیم که ز مرگم جهان به هم نخوردفغان زاهد و فریاد برهمن یاد آر
به بام و در ز هجوم جوان و پیر بگویبه کوی و برزن از اندوه مرد و زن یاد آر
به ساز ناله گروهی ز اهل دل دریاببه بند مرثیه جمعی ز اهل فن یاد آر
ملال خلق و نشاط رقیب در همه حالغریو خویش به تحسین تیغ زن یاد آر
به خود شمار وفاهای من ز مردم پرسبه من حساب جفاهای خویشتن یاد آر
چه دید جان من از چشم پرخمار بگویچه رفت بر سرم از زلف پرشکن یاد آر
خروش و زاری من در سیاهی شب زلفدم فتادن دل در چه ذقن یاد آر
بسنج تا ز تو بر من در آن محل چه گذشتنخوانده آمدن من در انجمن یاد آر
ز من پس از دو سه تسلیم یک نگه وانگهز خود پس از دو سه دشنام یک سخن یاد آر
هزار خسته و رنجور در جهان دارییکی ز غالب رنجور خسته تن یاد آر