گنج

شمارهٔ ۱۶۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: وشنکردند۱۰ بیت
پروا اگر از عربده دوش نکردندامشب چه خطر بود که می نوش نکردند
در تیغ زدن منت بسیار نهادندبردند سر از دوش و سبکدوش نکردند
از تیرگی طره شبرنگ نظرهاپرواز در آن صبح بناگوش نکردند
داغ دل ما شعله فشان ماند به پیریاین شمع شب آخر شد و خاموش نکردند
روزی که به می زور و به نی شور نهفتنداندیشه به کار خرد و هوش نکردند
گر داغ نهادند وگر درد فزودندنازم که به هنگامه فراموش نکردند
خون می خورم از حسن که این گنج روان رادر کار تهیدستی آغوش نکردند
اکنون خطری نیست که تا پر نشد از دلخود چاه زنخدان تو خس پوش نکردند
گر خود به غلامی نپذیرند گدا باشبر در بزن آن حلقه که در گوش نکردند
غالب ز تو آن باده که خود گفت نظیری«در کاسه ما باده سرجوش نکردند»