گنج

شمارهٔ ۱۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انرا۱۶ بیت
خاموشی ما گشت بدآموز، بتان رازین پیش وگر نه اثری بود، فغان را
منت کش تأثیر وفاییم، که آخراین شیوه عیان ساخت، عیار دگران را
در طبع بهار این همه آشفتگی از چیست؟گویی که دل از بیم تو خون گشته خزان را
مویی که برون نامده باشد چه نماید؟بیهوده در اندام تو جستیم، میان را
طاقت نتوانست به هنگامه طرف شددادیم به دست غمت از ناله، عنان را
تا شاهد رازت به خموشی شده رسواچون پرده به رخسار فروهشت، بیان را
در مشرب بیداد تو خونم، می نابستکز ذوق به خمیازه درافگنده کمان را
در طاعتیان فرخ و بر عشرتیان سهلنازم شب آدینه ماه رمضان را
اینک زده ام بال تقاضا ز دو مصرعتا مژده معراج دهم سعی بیان را
زینسان که فرو رفته به دل، پیر و جوان رامژگان تو جوهر بود آیینه جان را
واداشت سگ کوی تو زین حد نشناسیدر پای تو می خواستم افشاند روان را
بر تربتم از نخل قدت جلوه فروبارتا خاک کند نوبر از آن پای نشان را
جستیم سراغ چمن خلد به مستیدر گرد خرام تو ره افتاد گمان را
ای خاک درت قبله جان و دل غالبکز فیض تو پیرایه هستی ست جهان را
تا نام تو شیرینی جان داده به گفتندر خویش فرو برده دل از مهر زبان را
بر امت تو دوزخ جاوید حرامستحاشا که شفاعت نکنی سوختگان را