گنج

شمارهٔ ۱۱۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: وشمباد۱۰ بیت
لبم از زمزمه یاد تو خاموش مبادغیر تمثال تو نقش ورق هوش مباد
نگهی کش به هزار آب نشویند ز اشکمحرم جلوه آن صبح بناگوش مباد
هوس چادر گل گر ته خاکم باشدخاکم از نقش کف پای تو گلپوش مباد
وعده گردیده وفا طره پریشانی رایارب امشب به درازی خجل از دوش مباد
غیر اگر دیده به دیدار تو محرم داردفارغ از انده محرومی آغوش مباد
گهری کش نظر از همت پاکان نبودصرف پیرایه آن گردن و آن گوش مباد
هر که را رخت نمازی نبود از نم میجای در حلقه رندان قدح نوش مباد
رهرو بادیه شوق سبک سیرانندبار سر نیز درین مرحله بر دوش مباد
مفتیان باده عزیزست مریزید به خاکجوشد از پرده دگر خون سیاووش مباد
همه گر میوه فردوس به خوانت باشدغالب آن انبه بنگاله فراموش مباد