گنج

بخش ۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۸ بیت
جلایر یک سفر بغداد کردهز یاران و رفیقان یاد کرده
خصوصا در زیارت‌های مخصوصبه زیر چلچراغ و پای فانوس
اول داده به باشماقچی فلوسیپس آنگه داده بر درگاه بوسی
رواق اولین را کرده تعظیمبه خادم داده یک باجاقلی و نیم
وزان پس تا زیارت گاه رفتهگدائی رو به تخت شاه رفته
زیارتنامه خوان خوش صداییبه پیش آورده و خوانده دعایی
زیارت کرده جای آن دو انگشتکه بیرون آمد و بدخواه را کشت
در ایوان طلا کرده نمازیبگفته با خدای خویش رازی
پی حاجت گرفته بند قندیلزده سر بر زمین افکنده مندیل
خروشی بر کشیده از دل ریشبه آب دیده شسته سبلت و ریش
گه بینی بر آن مخلوط کردهکثافت کاری مضبوط کرده
سجودی کرده و در خواب رفتهکتانی در بر مهتاب رفته
میان نوم و یقظه دیده باغیدر آن روشن ز هر لاله چراغی
سمن با ارغوان همراز آنجابه حسرت چشم نرگس باز آنجا
نقاب از رخ فکنده شاهد گلپریشان طره پرتاب سنبل
سرابستان خوش آب و هوائیدر آن بنهاده تخت پادشائی
ملایک صف زده بر گرد آن تختنشسته پادشه با هیبتی سخت
جلایر لرزه بر اندامش افتادتو پنداری به سر سرسامش افتاد
که یارب این بهشت دل گشا چیستنشسته روی تخت این پادشا کیست
ندا آمد که یا عبدی جلایرلکم من عندنا خیرالذخایر
دعای تو، به سوی آسمان شدهر آنچ از ما طلب کردی همان شد
امام و پیشوای توست این شاهبه دل گر حاجتی داری ازو خواه
جلایر زین بشارت شادمان گشتهمه شکر خدا ورد زبان گشت
دوید و رفت و خاک راه بوسیدپس آنگه پای تخت شاه بوسید
شهنشه گفت: آخر مطلبت چیست؟جلایر گفت جز این مطلبم نیست
که شهزاده محمد را ز شاهانبرافرازی به کام نیک خواهان
وجودش تا ابد محفوظ باشدز عمر جاودان محظوظ باشد
ز آسیب جهان پایش نلخشدخدا او را به شاه ما ببخشد