گنج

بخش ۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۷ بیت
جلایر سینه پر سوز داردوطن در تکیه نوروز دارد
کند هر روز و شب یک اشرفی صرفسوای قیمت فرش و مس و ظرف
زمستان است و درها پرده خواهنداروسی‌های کاغذ کرده خواهند
زغال و هیمه و یوشن گران استکلک جفتی به یک صاحبقران است
کرای حجره و اصطبل خواهندکه از مابعد و از ماقبل خواهند
نباشد در کف اکنون پول نقدیکه باری حل شود از صُرّه عقدی
به چو خط سنگک از خباز گیرمپیازی با هزاران ناز گیرم
پنیر تند و تیزی هم چو تیزابکه سنگ و روی و آهن را کند آب
ادام نان کنم، در هر سحرگاهخورم نان، و کَنَم جان، و کشم آه!
جلایر زاده‌ها آبگوش خواهندیتیمان رخت و بالاپوش خواهند
سه شاهی کاسه از پیتی پز آرددو عباسی ز کرباسی گز، آرد
ز هر گز یک گره بزاز دزددمَرَق از کاسه پیتی‌ساز دزدد
سه کمچه آب لای اندود پیسهبه هر یک رفته یک شاهی ز کیسه
برای کودکان آرد یتیمیکه خود نوشد از آن در راه نیمی
همه بیگانه ز انصاف‌اند اصنافچه بزاز و چه بقال و چه علاف
خوشا آنان که از بز کهره گیرندنه از قصاب پیه و شَهرِه گیرند
امان از یاد دوشاب ملایرکه آرد آب در کام جلایر