بخش ۲۹
جلایر چون تواند شاهزادهدهد شرحی چه کم چه از زیاده
خداوندا به حق هشت و هم چاربه حق احمد محمود مختار
فزون کن جاه و بختش را تو چندانکه ناید در شمار و حد امکان
هر آن چیزی که خواهد روزگارشهمه آماده آرد در کنارش
لب احباب او چون غنچه خندانتن اعداش پامال سمندان
حسودانش به عالم در به در بادهمه خاک مذلتشان به سر باد
جلایر نیز کن تو یک دعاییدرین در نیست لایق خود نمایی
خداوندا به حق ذات پاکتبه سوز سینه هر دردناکت
هر آن کس در صداقت خدمت اوکند جان را نثار حضرت او
بخواهد دولتش را از تو دایمبه حق آل احمد تا به قایم
همیشه تندرست و شادمان بادوگرنه جسم او در خون تپان باد