گنج

شمارهٔ ۹۹

به حال زار من آن ماه را نگاهی نیستچه سود روزی اگر نیز هست ماهی نیست
جفاست از تو همیشه مراد من نه وفاکه گاه گاهی اگر هست گاه گاهی نیست
چگونه جانب مسجد روم به میخانهز کوی عشق به ملک صلاح راهی نیست
ز جاه و منصب عالم فراغتی دارمبه جز فتادگی‌ام منصبی و جاهی نیست
نکوترین رقم بر صحیفه هستیدرین که صورت خوب است اشتباهی نیست
چه نخل گویمت ای گلبن حدیقه حسنکه حاصلم ز تو جز ناله و آهی نیست
ز ظلم پیش که نالد فضولی مسکیندرین دیار چو غیر از تو پادشاهی نیست