شمارهٔ ۹۷
ذوق وصلت یافت دل از ساقی و ساغر گذشتشد خلیل خلوت خلت ز ماه و خور گذشت
آب چشمم راست طوف آستانت آرزوهر چه خواهد می تواند کرد چون از سر گذشت
چون مسیحا می تواند پای بر گردون نهدهر که او را هر چه پیش آمد چو سوزن در گذشت
بهتر از من کس نمی داند طریق عاشقیزانکه عمرم در ره خوبان سیمین بر گذشت
اختر برگشته ام را سوخت آخر برق آهآه ازین محنت که برق آهم از اختر گذشت
خوش دلم کز عشق من افتاد تقریب سخنهر کجا حرفی ازان ماه ملک منظر گذشت
نیست در بغدادیان مطلق فضولی رأفتیحیف عمر من که بیحاصل درین کشور گذشت