گنج

شمارهٔ ۷۴

در هجر یار حال دل زار مشکل استزین حال واقف ار نشود یار مشکل است
آسان بوصل یار رسیدن توان ولیدر وصل یار دیدن اغیار مشکل است
طعن است بر من از همه سو کار دشمنانگر دوست چاره نکند کار مشکل است
بسیار شد غم از کمی التفات یارکم نیست این معامله بسیار مشکل است
از گرد راهت ار نرسد دم بدم مددتسکین آب دیده خونبار مشکل است
زاهد نمی شود نکند منع ما ز میمعتاد را تغییر اطوار مشکل است
رفتن فضولی از سر آن کوی سهل نیستدوری عندلیب ز گلزار مشکل است