گنج

شمارهٔ ۷۵

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ریپیدانیست۷ بیت
مه من شام غمت را سحری پیدا نیستآه ازین غم که ز مهرت اثری پیدا نیست
بر تو گر من نگزینم دگری نیست عجبچه کنم در همه عالم دگری پیدا نیست
دل شد آواره و زد عشق تو آتش در تنخانه ام سوخت ، ز آتش شرری پیدا نیست
غالبا سیل غمت برد ز جا دلها راکز دل گم شده ما خبری پیدا نیست
گم شدم در صف عشاق نپرسید آن مهکه درین دایره خونین جگری پیدا نیست
اشک را خوار مبینید که در بحر وجودطلبیدیم ازین به گهری پیدا نیست
در ره عشق فضولی دم رسوایی زدچند گویید که صاحب نظری پیدا نیست