شمارهٔ ۷۲
باغبان لطف قد آن سرو در شمشاد نیستکی نماید تربیت جایی که استعداد نیست
گر خط دور لبت را بر زبان آرم مرنجنقش شیرین را ضرر از تیشه فرهاد نیست
ساغر خونابه دل بسته ره بر ناله اممست بزم حیرتت را رخصت فریاد نیست
کی شود واقف ز ادراک عذاب آخرتآنکه در دنیا به بیداد بتان معتاد نیست
زاهدان را نیست منع عشق اندک محنتیهیچ کس از محنت قید جهان آزاد نیست
رغبت نزهتگه میخانه از زاهد مجوجغد را در طبع میل منزل آباد نیست
کرده ای تدبیر ترکِ مِی ، فضولی فکر کنگر ز عقل است این ، بنایِ عقل را بنیاد نیست