گنج

شمارهٔ ۴۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: شرا۷ بیت
نهفتن در دل و جان درد و داغ آن پریوش راتوانم گر توان پوشید با خاشاک آتش را
ز سینه آه حسرت می کشم چون تیر از ترکشکه کی سازد تهی بر سینه ام آن ترک ترکش را
منقش گشت رخسارم بخون چون لاله زار آن بهکه مالم بر کف پای تو رخسار منقش را
دلا زهد ریایی هیچ کس را خوش نمی آیدشعار خود مکن بهر خدا این وضع ناخوش را
شبی دیدم که در زلف تو دل سرگشته می گرددنمی دانم چه تعبیرست این خواب مشوش را
گهی جورست و گه کم التفاتی کار آن بدخوبدور او بلا کم نیست عشاق بلاکش را
فضولی چند در بند جهات مختلف مانیز غم بگذار تا بر هم زند ضعف تو هر شش را