شمارهٔ ۴۶
رسم زهد و شیوه تقوی نمی دانیم ماعشق می دانیم و بس اینها نمی دانیم ما
نیست ما را در جهان با هیچ کاری احتیاجهیچ کاری غیر استغنا نمی دانیم ما
ما نمی گوییم کاری نیست غیر از عاشقیهست صد کاری دگر اما نمی دانیم ما
شیوه تقلید و رسم اعتبار از ما مجوکار و بار مردم دنیا نمی دانیم ما
هر چه غیر از عشق یار و لذت دیدار اوستزاهدا بالله مجو از ما نمی دانیم ما
مظهر سر حق و آیینه گیتی نماجز می صاف و رخ زیبا نمی دانیم ما
گفتم ای گلرخ فضولی مرد در کوی تو گفتکیست او در کوی ما او را نمی دانیم ما